close
تبلیغات در اینترنت
زندگی نامه و بیوگرافی مهندس سید محمد کریمی   مردی از تبار خدمت درنخستين روز آبان سال یکهزار و سیصد و چهل که پاییز ، چتر طلایی رنگش را روی سر قلعه نو خرقان باز کرده بود در خانه

تبليغات دوستان

قرارگاه شهداي قلعه نو خرقان
صفحه اينستاگرام قلعه نوخرقان
اقامت در قلعه نوخرقان
صفحه آپارات پايگاه بسيج قلعه نو خرقان
تلگرام ما
تلگرام ما

سر آغاز


دوستان عزیز برای ارتباط با ما

صفحه اینستاگرام اینجا

موضوعات

تصاویر
مجموعه تصاویر قلعه نو خرقان
تصاویر جنگل ابر
تصاویر محرم قلعه نوخرقان
تصاویر آرامگاه خرقانی
تصاویر منطقه
مقالات
ابوالحسن خرقانی
نقد و بررسی
قلعه نو خرقان
نقشه
نقشه قلعه نو خرقان
قلعه نو خرقان
معرفی
شهدای شهر
سفرنامه
آثار تاریخی
طرح ها
بروشور خرقانی
بروشور فرهنگی
مشاهیر شهر
شیخ ابوالحسن خرقانی
ابو عبدالله داستانی
احمد بن حسین بن خرقانی
شیخ نظام الدین محمد خرقانی بسطامی
محمد خرقانی
سراج الله خرقانی
قوام الدین قلعه نویی
آیت اللّه شیخ مرتضی محمدی خرقانی
آیت الله زین العابدین محمدی خرقانی شاهرودی
حاج شیخ اسماعیل منتظری
2 تن از 313 تن
نخبگان و نام آوران قلعه نوخرقان
مهندس محمدرضا قاسمی
مهندس سید محمد کریمی
ندا قاسمی
دکتر عطاالله منتظری
دکتر محمدتقی صادقی
رضا مهاجری

لينک ها

سایت رسمی پایگاه محمد رسول الله قلعه نو خرقان
دکتر کاظم جلالی
رحمت الله نوروزی
بسطام نیوز
وبسایت روستای الیکائی
مرکز نیکوکاری امام حسن مجتبی (ع)
شاهوار، قاره کوچک
**قلعه نوخرقان**
موسسه خیریه نور مبین
هیئت عاشقان ثارالله قلعه نو خرقان
محرم قلعه نوخرقان
قرارگاه شهدا قلعه نو خرقان
پایگاه مقاومت محمد رسول الله (ص)
ستاره خرقان
خرقان سرای عرفان
شیخ ابوالحسن خرقانی
پیر خرقان
مجن سیتی
شعرهای عمار نادمی(عماد)
شب زنده ها
mohammadrezashajarian
موسیقی اصیل ایرانی
گرمسار نیوز
ارسال لينک

آمار سايت

آمار بازديد
افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 29
بارديد ديروز : 1,030
گوگل امروز : 0
گوگل ديروز : 8
بازديد کلي : 1,754,437

آرشيو

شهريور 1397
فروردين 1397
ارديبهشت 1396
مهر 1395
فروردين 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهريور 1394
مرداد 1394
تير 1394
خرداد 1394
ارديبهشت 1394
فروردين 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهريور 1393
مرداد 1393
تير 1393
خرداد 1393
ارديبهشت 1393
فروردين 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهريور 1392
مرداد 1392
تير 1392
خرداد 1392
ارديبهشت 1392
فروردين 1392
فروردين 1391
اسفند 1391

بخوانيد

معرفی قلعه نو خرقان
گزارشی از جمعیت سازی در قلعه نوخرقان!!!!!!!!!!
بررسی های باستان شناسی در قلعه نو خرقان ( بخش اول‌)
عارفان مظهر اسرار وجودند به عشق
تشریح #وقفنامه ۱۵۶ ساله حسینیه حاج قاسم قلعه نوخرقان 🖋 بقلم محمد صفری #بخش_دوم
آدرس های وبسایت
قلعه نو خرقان - سرای مهر
بهار دلکش در اینستاگرام
تصویری قدیمی از آرامگاه خرقانی
سایه ی بی تدبیری بر مصوبات شورای شهر قلعه نوخرقان؟ / نقدهایی از سر دلسوزی

زندگی نامه و بیوگرافی مهندس سید محمد کریمی

 

مردی از تبار خدمت

درنخستين روز آبان سال یکهزار و سیصد و چهل که پاییز ، چتر طلایی رنگش را روی سر قلعه نو خرقان باز کرده بود در خانه "سید اصغر" غوغایی برپا بود.
مردم پاکدل "قلعه نو خرقان" از دور و نزدیک آمده بودند تا تولد فرزند "سید" را به او شادباش بگویند.سید اصغر پیش از مشتلق قابله محلی به رسم نیاکان ، قرآن را از روی تاقچه برداشت و بوسید.سوره نور را تلاوت کرد و در حاشیه کلام الله مجید نوشت: در یکم ماه هشتم سال یکهزار و سیصد و چهل هجری شمسی خداوند فرزند پسری عنایت فرمود که به نیت اطاعت از آخرین فرستاده الهی "سید محمد" نامیده ام.

کودکی
گاهی چشم هایم را می بندم و کودکیم را در کوچه پس کوچه های خرقان به یاد می آورم.روستایی بزرگ با تاریخی سترگ و مشایخ کبار که یک تن از آنان شیخ الشیوخ ابوالحسن خرقاني است که چون نگینی در تذکره الاولیا می درخشد.
کودکی در دامان پرمهر مادری مومنه و حافظ قرآن و سخنور و مدرس و پدری دانا و مداح دلسوخته و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت گذشت و از برکت نفس قدسی مشایخ و تربیت آن دو بزرگوار قدم در جاده صلاح و پرهیز نهادم و همواره از خدا می طلبم که این دو متاع گرانبها را از هیچ عبد صالحی نستاند.
سال های پرآشوب دهه چهل در آرامشی غریب گذشت اما در آن زمان خبر نداشتم که روزگار چگونه بازی می کند ومن از گوشه امن خرقان به کدام هیاهوکده کوچ خواهم کرد.
پس از تحصیلات مقدماتی ، شور و شوق دانستن و اندیشه های نو حتی یک لحظه رهایم نکرد و هنوزاز سال های نوجوانی چیز زیادی نگذشته بود که خود را چون تشنه ای بی تاب در کنار اقیانوس بیکران دانش بزرگانی چون مرحوم آیت الله امینی و دیگر علمای بزرگوار یافتم.
هنرستان علی آباد کتول، عرصه خوبی بود که علم و عمل را در کنار یکدیگر به تجربه بنشینم و در آخرین روزهای این تجربه اندوزی بزرگترین حادثه قرن رقم خورد و همنسلان من از بستر عافیت برون آمدند و در آغوش خطر خفتند.
به قول حضرت حافظ:
گر مرد رهی میان خون باید رفت
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت

 


سالهای حماسه و عشق
"سید محمد" که در خانواده ای مومن و پایبند به اعتقادات مذهبی بزرگ شده بود پس از شنیدن پیام آسمانی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) به صف انقلابیون پیوست و همراه با جوانان غیور خطه علی آباد کتول ، فعاليت هاي مخفيانه انقلابي را در هنرستان و در سطح شهرستان آغاز کرد.
: آن روزها همه با هم و کنار هم بودیم و حتی سرودها و شعارهایمان هم یکی بود.با شوقی وصف ناشدنی و جسارتی مثال زدنی –همگام و همدل - اعلاميه ها و اطلاعيه هاي امام راحل را پخش می کردیم و تلاش می کردیم با روشنگري مردم ،برپايي تجمعات و راهپيمايي ها نقش خود را در این حماسه تاریخی ایفا کنیم.اسناد و مدارکی که از آن روزها برجای مانده بر این حقیقت گواهی دارد که رژیم طاغوت برای مهار بحران در آن شهر ده هزارنفری بیش از دویست و پنجاه کماندوی چالاک را مامور کرده بود اما جوانان غیرتمند آن خطه امان رژیم را بریدند و شهر بالاخره سقوط کرد.

با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و عادي شدن شرايط كشور "سید محمد" به هنرستان برگشت تا تحصیلات نیمه تمامش را تمام کند.وی مدرک دیپلم را دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی دریافت کرد اما این پایان کار نبود.
او می دانست برای انقلاب چه خون های پاکی ریخته شده و به همین خاطر وظیفه او و همنسلانش تا چه اندازه خطیر و حیاتی است.حضور موثر در انجمن اسلامی هنرستان به وی آموخته بود که برای حراست از نهال نازک انقلاب و مقابله با فرهنگ ها و جریان های انحرافی باید خود را وقف این حرکت عظیم مردمی می کرد.
: انقلاب به پیروزی رسیده بود اما سوالی در ذهن جوانان آن روز شکل گرفته بود که باید بعد از انقلاب را چگونه سپری کرد تا ارزش ها بر جا بماند و خون شهدای راه آزادی پایمال نشود.
حفاظت فرهنگي و فيزيكي و حضور در كميته هاي انقلاب اسلامي به عنوان یک تشکل خودجوش و مردمی تجارب ارزنده ای بود که در نخستین ماه های پس از انقلاب کسب کردم اما پس از صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی (ره) در خصوص تشکیل جهاد سازندگی ، مسیر آینده خود را یافتم و دانستم تا انتهای مسیر انقلاب باید در قامت یک جهادگر – یک مخلص نطام و بالاخره یک سنگرساز بی سنگر – انجام وظیفه کنم.
همنشنی و هم اندشی وی با بی توقع ترین و خالص ترین خادمان مملکت در جهادسازندگی ، روحیه بسیجی "سید محمد" را تقویت کرد و کار تا آنجا پیش رفت که او و یارانش در جهادی دو ساله منشا خدمات بسیاری شدند بی هیچ چشمداشتی به عمران و آبادی روستاهای محروم پرداختند.

: آن سالها پست و مقام و میز و منصب ، معنا و مفهومی نداشت و انقلابی ها فقط به این نکته فکر می کردند که در کدام موقعیت می توانند مفیدتر باشند و بیشتر خدمت کنند.به همین خاطر بلافاصه پس از آغاز جنگ تحمیلی خود را به حوزه نظام وظیفه معرفی کردم و با ورود به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران دوران جدیدی را شروع کردم. و به جهت روحيات مذهبي و انقلابي در واحد سياسي _ ايدئولوژي آن زمان (سياسي _ عقيدتي فعلي) در قسمت ترفيع افسران و آموزش عقيدتي و همچنين نهضت سوادآموزي مشغول به کار شدم اما وسوسه نبرد رودرو با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی دست از سرم بر نداشت و با استعانت از خداوند متعال این توفیق را یافتم که چندین و چند بار به مناطق جنگی و واحدهای عملیاتی نیروی دریایی اعزام شوم.

نبرد در سنگری دیگر، آقای بخشدار!

پس از اتمام دوره ضرورت و احتياط و شروع خدمت در فرمانداري علي آباد كتول از استان گلستان مسئوليت هاي متعددي را به لطف الهي و با دعاي خير پدر و مادر برعهده گرفتم و تا امروز بار مسولیتی را بر دوش خود احساس می کنم که از برادران شهیدم به یادگار مانده است.

: در مقطع بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ، شوراي محترم انقلاب اسلامي به وزير كشور اختيار داده بود تا بخشداران و فرمانداران را از بين نيروهاي انقلابي ، متعهد و متخصص به کار بگمارد."لاریجان" نامی بود که در حکم بخشداری من با امضای حاج آقا ناطق نوری –وزیر وقت کشور – به ثبت رسیده بود تا جوانی انقلابی ، فرمان منطقه اي محروم ، كوهستاني اما با مردمانی غيور و مهربان، زحمت كش و با فرهنگ را در دست بگیرد.
وجود قله ي دماوند ، آب گرم لاريجان، جاده هراز، رستوران ها و مجموعه هاي پذيرايي بين راهي از جمله ويژگي هاي منطقه ای بود که وظیفه خدمتگزاري آن بر دوش من بود.از همان روز نخست ، مزیت های و چالش های لاریجان را بررسی کردم و با توفیق خداوند در طول مدت مسوليت، اقدامات اساسي و زير بنايي از جمله تأمين و توسعه شبكه برق ، ساماندهي آب گرم ، آباداني روستاها از جمله جاده ، احداث مدرسه ، حمام بهداشتي ، آب آشاميدني را در این سامان به انجام رساندم.
توسعه كشاورزي ، باغداري ، دامپروري ، زنبورداري ، پرورش ماهي و خدمات و سرويس هاي مورد نياز مسافران خطه شمال از جمله برنامه های دیگری بود که با کمک همکاران خوبم به بار نشست و خاطرات نخستین مسولیت حساس را در کامم شیرین کرد.


جوان انقلابی دیروز و طعم جبهه چشیده امروز که مسولیت فرمانداری شهر با پیشینه فرهنگی – سیاسی لاریجان را برعهده داشت حتی برای یک لحظه یاران خویش را در جبهه های نبرد با دشمن بعثی ، از یاد نبرد و با ایجاد تعامل گسترده با اهالی انقلابی و خونگرم لاریجان، به جمع آوری کمک های مردمی پرداخت و با ارسال صدها کامیون مایحتاج ضروری خود را کنار همسنگرانش احساس کرد و اکنون به دهها تقدیرنامه و لوح سپاس از فرماندهان غیور جبهه ها و به ویژه فرماندهان لشکر همیشه پیروز 25 کربلا می بالد.
"سید محمد" وقتی از روزهای خاک و خاطره و خون حرف می زند، بغض گلویش را می فشارد و چشمه چشمانش به اشک می نشیند و جوی هزار زمزمه در او می جوشد.
مرا اسب سپیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی
در این اطراف دوش ای دل تو بودی
نگهبان دیشب ای غافل تو بودی
بگو اسب سپیدم را که دزدید؟
امیدم را امیدم را که دزیدید؟
حالا همگان از عمق ارادت او به مردان بی ادعای جبهه ها خبر دارند و می دانند در هر مسولیتی نخست سراغ یادها و یادگارهای هشت سال دفاع مقدس را می گیرد و از هر گونه حمایتی در خصوص برجای ماندگان آن سال های سرخ دریغ نمی کند.
انگار نام سید محمد کریمی با نام بسیج و مرام بسیجی ها گره خورده است.

 

 

 

 

 

 

 

باز هم آقای بخشدار!
حاج آقاي محتشمي ، دومین وزیر کشوری بود که پای حکم سیدمحمد کریمی را به عنوان بخشدار امضا کرد.بعد از لاریجان اینبار نوبت "محمود آباد" بود که با پیگیری های امام جمعه ، نماينده وپایمردی مسولان وقت ، "سید محمد" را به آن خطه بکشانند تا از خدمات این جوان جسور و خوشفکر و انقلابی بهره مند شوند.کارنامه درخشان وی در لاریجان ، انتظارات را از این جوان متعهد بالا برده بود و "سید" چاره ای نداشت جز آن که با تلاش و همت و غیرتی مضاعف، گوهر گرانبهای اعتماد مردم را حفظ کند.
محمودآباد منطقه اي ساحلي و با ويژگي هاي منحصر به فرد خود از جمله وجود زمين هاي مستعد كشاورزي كه بعضاً در سال چند بار كشت مي شود و همچنین زيبايي هاي طبيعي خدادادي از جمله جنگل ، دريا و ساحل آرام و دلچسب و وجود منازل مسكوني متعدد در كنار هتل ها و متل ها و ويلاهاي كنار دريا براي بهره گيري مسافرين و مردم عزيز ساير مناطق كشور و مهمتر از همه مردماني بسيار سخت كوش و مهربان و خدمتگزار و موثر براي صنعت توريست كشور و همچنين داشتن روحيات انقلابي شرايط ویژه ای داشت.اولا با وجود بخش بودن ، ظرفيت هاي كامل شهرستاني داشت. با100.000 جمعيت در آن زمان و روستاهاي متعدد و شور و تعهد جوانان اين منطقه نسبت به ارزشهاي انقلاب و اسلام كه در آن زمان در قالب جبهه و جنگ بروز داشت بر ويژگي هاي اين سامان اضافه می کرد و همين ویژگی ها باعث شده بود كه فرماندهي جبهه و جنگ نگاه و توقع و انتظار ويژه اي از منطقه و مسئولان و به خصوص بخشدار منطقه داشته باشند.
: می دانستم چه مسولیت سنگینی را پذیرفته ام.به همین دلیل از همان روزهای اول به اتفاق همکاران آستین همت را بالا زدیم.منطقه محمودآباد از نظر استراتژیک منطقه ای حساس بود.برای مثال قرار بود بخشي برنج مصرفی در جبهه ها از این منطقه تامین شود و اگر کوچکترین غفلتی صورت می گرفت کار پشتیبانی از رزمندگان با مشکل جدی روبرو می شد.البته من به عنوان بخشدارمسولیت های دیگری را هم بر عهده داشتم و هنگامی که فرمان مسوليت را به خادم دیگری می سپردم اقداماتی نظیر پيگيري شهرستان شدن محمودآباد ، ايجاد ادارات و سازمانهاي دولتي در سطح شهرستان ، حمايت و تقويت دانشكده هاي نفت در عين حال حمايت از ايجاد مجتمع رفاهي كاركنان صنعت نفت ، ساماندهي وتوسعه شهري ، توسعه و ساماندهي شبكه هاي مخابراتي در سطح روستاها ، آسفالت جاده هاي روستايي و ايجاد جاده هاي بين مزارع براي توسعه كشاورزي ، استفاده بهينه از دريا در کارنامه ام به ثبت رسیده بود.
ن مثل نفت
دغدغه های اصلی پشت جبهه ها ، نان و سوخت و مايحتاج ضروري مردم بود که باید توسط مسولان شهر تامین می شد و هر گونه قصوری در این زمینه غیر قابل بخشش بود.
تلاش های سید محمد کریمی در دوران تصدی بخشداري محمودآباد در حوزه سوخت ، مسولان ارشد وقت را بر آن داشت تا از توانایی ها و اندیشه های این جوان در حوزه های نفتی نیز بهره بگیرند و به همین خاطر سکان پخش فرآورده های نفتی ناحيه ساري استان مازندران از سوی مدیرعامل پخش فرآورده های نفتی ایران به وی سپرده شد.
: مسولیت تازه ای بود.شاید در حال حاضر بعضی ها به تنوع مسولیت ها در سال های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشکال وارد کنند اما حقیقت این است که مسولان ارشد نظان مقدس جمهوری اسلامی به شایسته سالاری اهمیت می دادند و تخصص را در کنار تعهد لازم می دانستند.البته در زمان بخشداری تا حدودی به مسائل سوختی اشراف پیدا کرده بودم اما در این راه از وجود مشاوران متخصص و تراز اولی بهره بردم و با توفیق خداوند وحمایت مسولان نفتی کشور توانستم از این میدان حساس نیز با موفقیت و روسپیدی بیرون بیایم.

ساماندهي مجاري و عرضه كننده آن فرآورده هاي نفتي در سطح شهرها و روستاهاي شهرستان و تأمين فرآورده هاي مورد نياز كشاورزان ، كارخانجات و ذخيره سازي هاي مناطق كوهستاني از جمله عملکردهای آن دوران بود که با توجه به شرایط جنگی کشور و وضعیت خاص منطقه به دشواری صورت می پذیرفت اما خوشبختانه با موفقیت همراه بود.

همین عملکرد قابل قبول سبب شد که مسولان در هنگام واگذاری مسولیت های بیشتر در حوزه عملیات پخش فرآوردهای نفتی نام "سید محمد کریمی" را بیشتر به یاد بیاورند.

سرانجام در تغييرات مديريتي شهرستان آمل به لحاظ وسعت حوزه عملياتي و وجودجاده هراز به لحاظ ترددوسائط نقليه و شاخص هاي مد نظر عمليات سوخت رساني در آن زمان و از طرفي کارنامه درخشان در دو بخش لاريجان و محمودآباد ، مسئولان وقت استان و مركز را بر آن داشت كه مسئوليت شركت نفت آمل را به وی واگذارکنند.مسولیتی که خیلی زود ارتقا یافت و سید محمد کریمی به معاونت شرکت نفت استان سمنان رسید تا یک بار دیگر به زادگاه خود – یعنی شاهرود – باز گردد.

و همچنان نفت

حالا دیگر آقای بخشدار در محافل نفتی ، نام و اعتباری برای خود پیدا کرده بود و حکم معاونت شرکت نفت یک استان تعیین کننده و استراتژیک را در کشوی میز کارش داشت.
کار در استان سمنان، توقع مردم را از همشهری خود تا نقطه جوش بالا برده بود و همگان انتظار داشتند هم ولایتی شان در قامت معاون شرکت نفت به بهترین شکل ممکن ،خدمات رسانی کند.
کریمی از این دوران به عنوان یکی از سخت ترین و در عین حال شیرین ترین سالهای خدمتش یاد می کند.
: مسولیت خطیری را پشت سر گذاشتم.از طرفی باید دستور مافوق و مصالح ملی را رعایت می کردم و از طرفی با مطالبات همشهریانم روبرو بودم که تحقق آنها مشكل به نظر مي رسيد.خوشبختانه در اينجا نيز لطف خداي متعال در قالب اعتماد مسئولان و محبت مردم از سوي ديگر كه در عين انتظارات ويژه قصور و كوتاهي ها را ناديده مي گرفتند، شامل حال شد و در مدت خدمتگزاري در كنار مسئولين ارشد نفتي استان توفيقاتي از جمله احداث مجموعه اداري ، توسعه انبارهاي نفت شاهرود، سمنان و دامغان ، ساماندهي مجاري عرضه فرآورده هاي نفتي و تحقق برنامه هاي ابلاغي از سوي شركت نفت مركز نصیب شد که برای تک تک آنان ، خداوند بزرگ را شاکرم.
این بار آقای فرماندار!
دوران درخشان بخشداری سید محمد کریمی سبب شد مسولان وزارت کشور وی را زیرنظر داشته باشند.
:فرمانداری کردکوی سنگر بعدی من بود تا در جهاد مقدس خدمت رسانی بی سنگر نمانم.

شهرستان كردكوي كه در استان گلستان واقع شده است فاصله نه چندان دوري با شهرستان گرگان دارد كه در زمان انتصاب کریمی به عنوان فرماندار اين شهرستان استاني به نام گلستان وجود نداشت و اين شهرستان از جمله حوزه سرزميني استان مازندران به حساب مي آمد.
وجود بخش بندر گز (در آن زمان بندر گز يكي از بخش هاي شهرستان كردكوي بود) و ارتباط با دريا ، وجود زمين هاي كشاورزي مستعد كه بعضاً دو تا سه بار در سال كشت مي شود، حضور مردماني سخت كوش و قانع و جواناني با استعداد و همچنين وجود جنگل هاي سرسبز با داشتن درختان صنعتي و كوهستان هاي ييلاقي داراي قدمت تاريخي و آب هاي روان و چشمه سارهاي پر آب از جمله ويژگي هاي اين شهرستان به حساب می آید.
:عمر فرمانداری کردکوی برای من بسیار کوتاه بود اما در سایه تعامل برادرانه کردکوی و بندر گز و با عنایات و حمایت های ویژه ائمه بزرگوار جمعه این دو شهرستان و نمایندگان وقت و بزرگان منطقه و استان ، توفیق یافتم از آزمون دشوار این مسولیت نیز سربلند بیرون بیایم.

اقدامات زير بنايي و اساسي نظیر: فعال سازي و توسعه مجتمع بزرگ آموزشي كردكوي ، بندر تجاري بندر گز ، توسعه شهرهاي كردكوي و بندر گز و نوكنده ، ايجاد پارك بزرگ جنگلي كردكوي ، تأمين كسري آب آشاميدني كرد كوي و بندر گز ، فاضلاب شهرهاي مذكور (كه از جمله پروژه هاي بزرگ استان محسوب مي شد) توسعه و تقويت كشاورزي دامپروري ، زنبور داري ، نظارت بر نحوه استفاده بهينه از جنگل و پيگيري در احداث ساختمان بيمارستان بزرگ كردكوي ، ساختمان فرمانداري كردكوي و توسعه بخش هاي بهداشت و درمان كردكوي ، بندر گز و نوكنده و ايجاد دهها پروژه هاي عمراني و خدماتي مختلف از جمله دستاوردهای سید محمد کریمی و همکاران سختکوش وی در کردکوی به شمار می رود.
از جبهه های جنوب تا جبهه شمال
غروب بود.چند تن از مسولان استانداری مازندران به دیدن آقای فرماندار آمده بودند. چفیه خاک آلود و لباس خاکی سید محمد کریمی در رخت آویز اتاق فرمانداری کردکوی خودنمایی می کرد.انگار پیغامی داشتند اما هیچکس یارای گفتن نداشت.همه از تعصب مردم کردکوی و بندرگز و مسولان این شهر نسبت به "سید محمد" خبر داشتند.بالاخره زنگ تلفن به صدا درآمد و بار مسولیت خبررسانی از دوش بر و بچه های استانداری برداشته شد.
آقای استاندار پشت خط بود.
:سلام برادرکریمی! خودتان را آماده کنید.باید به جبهه اعزام بشوید.

چندسالی از جنگ می گذشت.خبری از مارش حمله نبود.جبهه ها مناطق امنی بودند که واژه اعزام و جبهه با آن ها غریبه بود."سید محمد" در ذهن خود مفهومی را می جست که در کلام استاندار نهفته بود.اما آقای استاندار وی را چندان در انتظار نگذاشت و به ابهام پایان داد.
: بايد به قائم شهر بروید و در سمت فرمانداری خدمت کنید.

سخت بود.کمتر از خدمت در جبهه نبود.اداره شهری که مدت های مدیدی از وجود فرماندار بی بهره بود و به لحاظ بافت جمعیتی و موقعیت خاص سیاسی و فرهنگی زبانزد خاص و عام بود.

:احساس تکلیف می کردم.جمله آقای استاندار به شدت تکان دهنده و تعهدآور بود.مسولیت اداره شهری که بیش از هزار شهید و هزاران جانباز و ایثارگر را به انقلاب اسلامی هدیه کرده کار آسانی نبود.همان روز با خدای خود عهد بستم که شب از روز نشناسم و تمام توان جوانی خود را وقف مردمی کنم که شایسته بهترین ها هستند.قائم شهر برای من قداستی نگفتنی داشت و بوی یاران شهیدم را می داد.

توسعه واحدهاي دانشگاهي از جمله دانشگاه آزاد قائم شهر و همچنين توسعه كشاورزي و منابع آبي شهرستان ، توسعه شبكه گاز ، آب آشاميدني اصلاح شبكه برق و ايجاد تقويت كنندگان برق شهرستان ، پيگيري در اصلاح و ساماندهي ساختار نساجي قائم شهر و همچنين تقويت بنيان هاي نساجي مازندران ، پيگيري در شهرستان شدن بخش جويبار وتوسعه شهرهاي قائم شهر ، جويبار و كياكلا و فراهم کردن زمينه كسب و كار بازاريان و همچنين ایجاد شرايط عرضه محصولات باغي ، زراعي و دامي روستاهاي شهرستان و دهها پروژه عمراني وخدماتي یادگارهای مهمی است که در کنار همت والای مسولان وقت استان و شهرستان در ویترین افتخارات خود نگاه داشته ام.
مديران و همكاران دوبار اشك هاي مهندس كريمي را به ياد مي آورند كه يكي از آن دو سهم قائم شهر است.روزي كه در قامت استاندار به قائم شهر رفت و عكس زمان خدمت خود را ديد و باقي حكايت كه شرح آن بماند براي بعد!

 

 

 

بازگشتی دوباره
نخستین حکم مسولیت ملی سید محمدکریمی از سوی مدیرعامل فرآورده هاي نفتي امضا شد و وی در عین جوانی در سال 1376 به مدیرعاملی شرکت ایران گاز رسید.

 

مدير عاملی و ریاست هيئت مديره شركت ايران گاز ، مسئوليتي متفاوت از مسئوليت هاي گذشته بود. حوزه خدمتي كشوري و ملي اينبار بر دوش وی نهاده شده بود ويژگي هاي تخصصي منحصر به فرد ، وجود بخش خصوصي در كنار بازار رقابتي اين فعاليت و اداره امور ناشي از درآمدهاي حاصل از ارائه خدمات گازي با حساسيت هاي خاص حرف از جمله ويژگي ها و حساسيت هاي اين صنعت بود.
شركت ايران گاز از آغاز با سرمايه گذاري دانماركي ها ايجاد شد و در كنار شركتهاي گازي ديگر به امر توزيع سيلندرهاي گاز ي ديگر به امر توزيع سيلندرهاي گاز خانگي مي پرداخت كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين شركت ملي ، اعلام شد. سرمايه دانماركي ها به آنان پرداخت و شركت پس از طي دوراني به شركت نفت و پخش فرآورده هاي نفتي واگذار شد.
: در آن سال شركت در شرايط بسيار بحراني از نظر كمبود گاز ، وضعيت نابسامان نقدينگي ، مستهلك بودن تأسيسات شارژ گاز در شهرستان ها، نیازبه نوسازي و جايگزيني سيلندرها و همچنين مستهلك بودن ناوگان حمل و نقل و تمام شدن تعهد پيمانكاران حمل و نقل و فرسوده شدن گازكش ها و واگن هاي حمل گاز و سررسيد مطالبات تأمين اجتماعي و امور مالياتي و بدهي هاي شركت به ساير ادارات و طلبكاران و از همه مهمتر بي انگيزه بودن نيروي انساني شرايطي بسيار بحراني براي شركت پدید آورده بود .تعداد سيلندرهاي منفجر شده در سطح كشور آنچنان زياد بود كه در كمتر محكمه قضائي در سطح كشور ، پرونده نداشتیم. با خود می اندیشیدم که در چنين شرايطي چگونه مي شد بر همه مشكلات ریز و درشت چيره شد؟ آيا هيچ حرکتی بی لطف خداي كريم در حل اين معادله چند مجهولي راهگشا بود؟ بالاخره با لطف خداوند و اهتمام مديران و كاركنان سختكوش ، علاقه مند، اميدوار و دلسوز شركت و اعتماد و حمايت بي دريغ مقامات و مسئولين پخش فرآورده هاي نفتي وقت و تلاش شبانه روزي تمامي مشكلات را پشت سر گذاشتیم.

در يك دوره نسبتاً طولاني و هشت سالي اين شركت از زيان انباشته مشمول ماده 141 قانون تجارت به يك شركت بسيار مناسب و خوب با اصلاح ساختار نيروي انساني مبدل شد كه اجراي طرح طبقه بندي مشاغل را در خود داشت.
بازسازي و توسعه تأسيسات شارژ كپسول هاي گاز و نوسازي ناوگان حمل و نقل و واگن هاي حمل گاز و نوسازي كپسول هاي فرسوده با ارقام بسيار كلان دهها و صدها هزار عدد سبب شد اين شركت نه تنها بازار خود را از دست نداده بلكه با افزايش بازار نیز مواجه شود.
تجربیات کریمی در عرصه های اجرایی و تسلط وی به مقوله سوخت وضعیت این شرکت را به گونه ای دگرگون کرد که از یک شرکت زیانده به یک شرکت سودآور تغییر وضعیت داد.
و به این ترتیب شرکت ایران گاز به شركتي تبديل شد كه در تمام زمينه ها سرآمد بوده و در ردیف دهك اول شركت هاي فعال در شركت سرمايه گذاري تأمين اجتماعي جای گرفت.

تکه ای از جوانی کریمی در شرکت ایران گاز جا مانده و شاید به همین خاطر است که هرگاه نامی از این شرکت به میان می آید به دوردست ها خیره می شود و لبخندی بر لب هایش نقش می بندد.

گلستان تو را می خواند

با شروع فعاليت دولت نهم و انتصاب استاندار گلستان – سید محمد کریمی – اولین و آخرین گزینه برای معاونت استانداری بود.
پیشنهاد جذابی به نظر می رسد.آن هم برای مردی که سال های پرطراوت جوانی را در همین استان گذرانده بود و خاطرات شیرینی از مردم مهربان و صبورش به حافظه سپرده بود.
کریمی ،پيشنهاد استاندار محترم وقت مبني بر همكاري در امور اجرايي استان موافقت كرده و براساس ابلاغ صادره از سوي وزير كشور وقت به معاونت برنامه ريزي ، مالي واداري استانداري منصوب شدم .
شروع فعاليت در مسئوليت معاونت استانداري مواجه بود با برنامه هاي كلان دولت از جمله طرح استفاده از تسهيلات زودبازده ، تشكيل شركتهاي تعاوني سهامي عدالت ، توسعه تعاوني ها به منظور ایجاد اشتغال جديد و همچنين برنامه هاي سفرهاي دولت به استانها كه در پايان سال 84 از جمله اتفاقات حساس آن سال بود كه نهمين سفر دولت در پايان آن سال به آن استان انجام شد.
در دولت نهم مردم به واسطه شعار عدالت محور رییس محترم دولت و عهد اعضای کابینه مبنی بر تلاش شبانه روزی برای نیل یه عدالت ، انتظارهای حداکثری داشتند و همین امر کار را برای مدیرانی چون کریمی که در بدنه اجرایی فعالیت داشت، دشوارتر می کرد.
به عبارت دیگر ، استاندار به عنوان عالي ترين مقام استان در مقام مامور مستقیم مطالبات مردم از رییس جمهور انجام وظیفه می کرد. معاونت برنامه ريزي مالي و اداري كه علاوه بر نقش اداره استانداري و مجموعه پرسنل و نيروهاي استانداري ، اعم از ساختمان مركزي استانداري و فرمانداريها و بخشداريهاي تابعه و در يك معنا تمامي امور مربوط به پرسنلي همکاران را به عهده داشت با همكاري رئيس سازمان برنامه و بودجه مسئولیت تامین اعتبارات استان، پيگيري جذب اعتبارات ملي ، تحول اداري و كميته هاي برنامه ريزي ، توسعه صادرات،شورای آرد و نان ، شوراي كشاورزي و همچنين شوراها و كميته هاي تخصصي ديگر با معاونت برنامه ريزي بود كه از جمله اقدامات موثر سند توسعه استان و نظارت بر اجراي چشم انداز و برنامه هاي 5 ساله تدوين شده و ابلاغي از طرف دولت توسط دستگاههاي اجرايي بود.
آماده سازی مقدمات سفر دولت و تنظيم مصوبات قابل ارائه براي جلسه دولت ،تنظیم دستور كار كميته هاي تخصصي از جمله ديگر اقدامات قبل از برگزاري سفر دولت و تأمين تداركات و پشتيباني در زمان اجراي سفر دولت و پيگيري در ابلاغ و اجرايي شدن مصوبات دولت بعد از سفر از جمله ماموریت های معاونت برنامه ريزي بود.
دوباره تهران، دوباره سوخت
هنوز جوهر حکم کریمی به عنوان مدير عامل شركت صنايع ملي گاز ايران خشک نشده بود که وی تمامی همکاران ارشد را در جلسه ای گرد هم آورد و از سیاست های جدید این مجموعه سخن گفت.
برخی از مدیران و کارشناسان ارشد که با سوابق وی آشنایی کافی نداشتند تصور می کردند این سیاست ها در حد حرف و ایده باقی می ماند اما مهندس کریمی تنها به چند ماه زمان نیاز داشت تا ایده هایش را به مرحله اجرا برساند.
صنايع ملي گاز از جمله واحدهاي بزرگ صنعتي و تخصصي بود كه در كه در ابتدا يكي از شركتهاي تابعه شركت ملي گاز بوده و وظيفه ساخت ، توليد ، توزيع و تعميرات انواع كنتورهاي گاز خانگي و صنعتي را به عهده داشت همچنين توليد و تعمير فشار شكن هاي گاز شهري به عهده اين واحد توليدي گذارده شده بود.
سهام اين شركت در راستاي اجراي سياست هاي اصل 44 به بخشهاي غير دولتي واگذار شده بود و طبيعي است كه رقابت با بخش خصوصي و آن هم با ساختار دولتي وهزينه هاي سربار سنگين ، دشوار بود.آن هم در شرایطی که نیروهای متخصص خود با استفاده از امکان "بازخرید" در شرکت های خصوصی مشغول به کار شده بودند.
کریمی دریافته بود که شرکت از سرمایه کافی و چابکی لازم برخوردار نیست و خوب می دانست که در چنین شرایطی راضی نگاه داشتن سهامداران کار غیرممکنی است.
: من با یاران شهیدم پیمان بسته بودم که سنگر خدمت را به هیچ بهانه ای ترک نکنم و تا آخرین نفس برای حفظ آرمان ها و ارزش های نظام مقدس جمهوری اسلامی بجنگم.امکانات و شرایط ابدا مناسب نبود ولی
تلاش شبانه روزی می توانست جای خالی همه کمبودها را پر کند.
سرانجام با جلب اعتماد و حمايت سهامداران و با تكيه بر توان مديران و كاركنان زحمتكش قدرت اصلاح امور و پيشبرد مطلوب شرايط را داشته اند اما از انگيزه کافی بی بهره بودند وارد میدان کارزار رقابت جدي با بخش خصوصي شدیم. در زمان كوتاهي رقابت منفي به رقابت مثبت و تعامل، مبدل شد و توانستیم بدون استفاده از ابزارهایی نظیر نرخ شکنی علاوه بر ارتقای كيفيت به نوعي بازار كشور را مديريت کنیم و تمامي شركت هاي فعال در بازار در منافع حاصله سهيم و با هم افزايي همديگر قيمت تمام شده محصول را كاهش دهيم.

در فاز بعدی ، توليد قطعات يدكي مورد نياز را با همكاري شركت ها و در توليد انبوه به حداقل مبلغ رسید و کریمی و یارانش موفق شدند با جلب اعتماد سيستم بانكي از اعتبارات بانك ها بهره مند شده و محصولات خود را با شرايط جديدي عرضه كنند.

وقتی در جشن تولید بیش از چهل و پنج هزار کنتور خانگی – آن هم در عرض کمتر از یک ماه – قربانی کردند تمامی مدیران و کارکنان شرکت اشک غرور می ریختند.کریمی پشت تریبون رفت و این افتخار را به همکارانی تقدیم کرد که در این راه دشوار پا به پای او راه آمده بودند.
چندی بعد وی صندلی مدیرعاملی را به یکی دیگر از خادمان نظام سپرد تا در صندوق تعاون کشور ، خدمتی دیگر را آغاز کند.

 

 

 

 

 

 

 

تجربه ای تازه

دكتر عباسي –وزیر وقت تعاون- در دفتر کار خود نشسته بود و گزینه های پیشنهادی برای مدیرعامل و رییس هیات مدیره صندوق تعاون را بررسی می کرد.
در انبوه نام ها یکی بیش از دیگران توجه اش را به خود جلب کرد.مدیری که در سوابقش سمت های اجرایی متعددی به چشم می خورد.مردی که علاوه بر فعالیت های سیاسی در عرصه های گوناگون اقتصادی نیز برای خود نامی داشت.دیگر جای درنگ نبود.قلم را برداشت و روی سپیدی کاغذ نوشت: برادر گرامی ، جناب آقای مهندس سید محمد کریمی ، با توجه به توانمندی های جنابعالی در عرصه های مختلف اجرایی و تعهد و ...
کمتر از چند ساعت بعد مهندس کریمی به ساختمان صندوق تعاون کشور کوچ کرد تا در قامت مدیرعامل و رییس هیات مدیره این صندوق نقش آفرینی کند.
بررسی دقیق وظایف و ماموریت های این صندوق ، نخستین اقدام وی به شمار می رفت که در عرض 48 ساعت به اتمام رسید تا کریمی با اشراف کامل پشت میز مدیرعاملی بنشیند.
در اجراي اصل 43 قانون اساسي جهت حمايت از تعاونيها ، صندوق تعاون به منظور پرداخت تسهيلات ايجاد شد كه بعدها با تصويب مجلس شوراي اسلامي اين صندوق به بانك توسعه تعاون فعلي تبديل شد.
از جمله اقدامات صورت گرفته در زمان تصدی وی، تقويت و آموزش نيروي انساني به عنوان سرمايه اي عظيم همراه با اصلاح ساختار صندوق ، شفاف سازي در مسائل مالي ، تهيه دستورالعمل هاي اجرايي و كاربردي ، تقويت بنيان هاي سپرده گذاري تعاونيها در راستاي رعايت مقررات بانك مركزي بود. از جمله نكات بسيار با اهميت اين دوره شفاف سازي در تعيين معوقات تسهيلات و وام هاي پرداختي و اهتمام و اقدام همه جانبه در وصول و تعيين تكليف اين معوقات بود كه با لطف الهي و تلاش مدیران و کارکنان ،محقق شد و صندوق را از ورشكستگي نجات داد و زمینه را برای تاسیس یک بانک معتبر فراهم کرد.

زمانی برای معاونت
ساماندهي وضعيت صندوق تعاون و عملکرد درخشان ، روحیه بسیجی و خستگی ناپذیر مرد روزهای سخت یک بار دیگر سبب شد آقای وزیر دست به قلم شده و اینبار حکم معاونت پشتيباني-مالي و اداري-حقوقي و پارلماني را برای کریمی صادر کند.

:روزی که حکم معاونت وزیر تعاون را دریافت کردم بی اختیار یاد نخستین برگه حکم اجرایی افتادم که مرا برای تصدی پست بخشداری ، راهی لاریجان کرده بود.به این راه طولانی ، دشوار ، نفس گیر اما خاطره انگیز می اندیشیدم و به همکاران و همراهانی که خالصانه در کنارم بودند.با خودم فکر می کردم تا چه اندازه نزد یاران شهیدم روسپیدم.حتی یک لحظه به این سوال فکر نمی کردم که تا کی در این پست و مقام باقی می مانم.راستش را بخواهید هرگز به پست و مقام و این چیزها نیندیشیده بودم. در واقع پس از قرار گرفتن در اینهمه موقعیت های حساس کاری ، دیگر شهوتی برای مقام پرستی باقی نمی ماند.

دوران معاونت با اعتماد کامل وزير تعاون همراه بود. تفويض اختيار گسترده اي در همه زمينه ها صورت گرفت و کریمی توانست با يك كار شبانه روزي و با همكاري مديران كل زير مجموعه حوزه و همكاران شاغل در سطح ستاد و استانها کارنامه موفقی از خود به جا بگذارد.
تعامل تنگاتنگ با نمايندگان مجلس و حل و فصل مسائل مختلف با رایزنی های خاص سبب شد در تمام طول دوران معاونت ، حتی یک تذکر از سوی نمایندگان خانه ملت نسبت به عملکرد وزیر تعاون از صحن علنی مجلس قرائت نشد.
پس از ادغام وزارت تعاون با وزارتخانه های رفاه و کار و امور اجتماعی هنوز در این مجموعه نام مهندس سید محمد کریمی ، با احترام به میان می آید و خاطرات خوبی را به یاد کارکنان می آورد.

که مازندران شهر ما یاد باد
سرانجام پست استانداری مازندران به جوان سال های خاطره انگیز دهه شصت پیشنهاد شد و بخشدار و فرماندار خوش سابقه شهرهای این استان زیبا و سرسبز شمالی پشت میز بزرگ استانداری نشست.
: من مازندرانی نیستم اما با افتخار اعلام می کنم که خود را شهروند افتخاری مازندران می دانم.

همین دو جمله در نخستین دیدار سید محمد کریمی با مردم خونگرم استان مازندران تکبیر و صلوات مردمی را به همراه داشت که هنوز وی را به عنوان یکی از دلسوزترین خادمان استان مازندران می دانند.
مهندس كريمي ، مازندران را درست مثل كف دست خود مي شناخت و با زير و بم استان آشنا بود.شايد به همين خاطر بود كه اهالي رسانه هنوز از نخستين جلسه شوراي اداري استان به عنوان يك نشست تاريخي ياد مي كنند.روزي كه سيد محمد كريمي روبروي دوربين هاي خبري ايستاد و با جمله اي توفاني ، عزم و اراده خلل ناپذير خود را به رخ همگان كشيد.
: بالاخره يا سکته مي‌کنم يا اوضاع فعلي استان درست مي‌شود.
از همان لحظه برخي از مديران استان كه در جلسه پيامك بازي مي كردند دريافتند كه كشتي بان را سياست ديگري پيش آمده و اگر نتوانند خود را با ناخدا هماهنگ كنند بايد قيد دريانوردي را بزنند.كريمي از همان اول نشان داد كه با هيچكس تعارف ندارد و مصالح نظام و مردم را بر هر چيزي ترجيح مي دهد.آن روز آقاي استاندار از ظرفيت هاي استاني حرف زد كه به دليل برخي سوء مديريت ها مغفول مانده و مردم استان به حق واقعي خود نرسيده اند.
در آن جلسه خيلي از مديران تصور كردند آقاي استاندار مي خواهد از آنها – به اصطلاح – زهر چشم بگيرد اما پس از چندي اين تصور ، رنگ باخت و سيد محمد كريمي تمامي دستگاه هاي اجرايي استان را به چنان تحركي واداشت كه تا آن زمان بي سابقه بود.

:از نخستین روز تصدي استانداري مازندران هميشه اين دغدغه را داشتم كه با توجه به سالهاي طولاني خدمتي و تعهدات اينجانب به مردم استان و تقريباً شناخت آبرومندانه مردم نسبت به اينجانب چگونه مي توانم لطف الهي را در خدمت بي منت براي مردم با فرهنگ و مهربان و باهوش ديار علويان ادا کنم .

کریمی از استان مازندران شناخت نسبتاً عميق و گسترده ای داشت و از ظرفيت هاي استان باخبر بود.همین اشراف کامل سبب شد در گام نخست با همكاري و همفكري كارشناسان و علاقه مندان به استان برنامه هاي توسعه را در قالب هشت محور توسعه استان تدوين و تنظیم کند و با تصويب محورهاي توسعه در شوراي برنامه ريزي آن را به عنوان يك منشور كاري در اختیار مقامات استان قرار دهد و نام خود را در دفتر مدیران برنامه محور به ثبت برساند.

 

:هرچند ناخالصي داشته باشم ولي از لحاظ ژنتيکي ، ذوالفقار علي(ع) را به ارث دارم.
فرزند خلف ديار پاك خرقان از همان روزهاي اول با الگوبرداري از مولاي متقيان و نگاه دقيق و عميق به نامه مولا علي (ع) به مالك اشتر ، ساختار مديريتي استان را دگرگون كرد.آقاي استاندار – صريح و بي پروا – مديران ناكارآمد را تهديد كرد كه در صورت ادامه سستي و كاهلي بايد استان را ترك كنند تا خدمتگزاران راستين نظام و ملت جاي آنان را بگيرند.
در اندك زماني پروژه هاي عظيمي در استان مازندران كليد خورد.بخش هاي مسكن، راهسازي، نهادهاي پولي و مالي و چرخه هاي ديگر استان به جنب و جوش در آمدند و مازندران در مسير توسعه و پيشرفت قرار گرفت.حالا "سيد محمد كريمي" نامي است كه هيچگاه از لوح خاطر اهالي خونگرم مازندران پاك نخواهد شد.

کوچه های خراسان تو را می شناسند
: هر چه که دارم از برکت یک نگاه لطف آمیز آقا امام رضا (ع) است.بی اغراق می گویم پربرکت ترین دوران خدمت را در سنگری گذراندم که بر پیشانی آن نام آسمانی امام هشتم نقش بسته بود.

صندوق مهر امام رضا (ع) مقصد بعدی استاندار مازندران بود.

پس از طي دوران طلائي خدمت گذاري در استان مازندران و بر حسب ابلاغ صادره توسط رياست محترم جمهوري كه بنا به پيشنهاد دكتر شيخ الاسلامي - وزير كار و امور اجتماعي - صادر شد، کریمی در ماه هاي پاياني سال 1388 به سمت مدير عامل صندوق مهر امام رضا (ع) منصوب شد .
صندوق مهر امام رضا (ع) با انگيزه خدمت به مردم با اولويت جوانان و انجام سه محوري اساسي خدمتي كه شامل پرداخت تسهيلات براي ازدواج ، اشتغال و مسكن جوانان از ادغام سه صندوق فرصت هاي شغلي ، ازدواج جوانان و توسعه اشتغال روستايي تشكيل شد.
در طي مدت تصدي وی علاوه بر اقدامات موثر در ساماندهي نيروي انساني ، تدوين دستورالعمل ها و بخشنامه هاي اجرايي ، پيگيري جدي دروصول مطالبات معوق ، شفاف سازي و برقراري انضباط مالي و برگزاري جلسات مجامع و هيأت امنا به موقع و انجام تكاليف هيأت امنا و گرفتن گزارش مقبول از حسابرس و بازرس قانوني و توسعه و سامان دهي واحدهاي استاني و شهرستاني، صندوق مهر امام رضا (ع) با قريب به 400.000 شغل در طي سالهاي 88 و 89 به عنوان دستگاه برتر كشور در امر اشتغال نیز برگزيده شد.
و حالا سکانداری صنعت بیمه
دکتر شیخ الاسلامی –وزیر کار،تعاون و رفاه اجتماعی در مراسم تودیع و معارفه مهندس سید محمد کریمی با ابراز تاسف از کوچ وی از صندوق مهر امام رضا (ع) با قاطعیت اعلام کرد که حضور وی در بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران این صنعت را در آستانه تحولی شگرف قرار می دهد.
برای مهندس کریمی تنها سه ماه زمان کافی بود تا در کمال بی ادعایی ، ادعای آقای وزیر را به اثبات برساند.

صنعت بیمه برای بدل شدن به یک صندوق بزرگ و فراگیر تعاون به عزمی ملی و مدیری توانمند نیاز داشت و دکتر شمس الدین حسینی –وزیر اقتصاد – که با سوابق کریمی به خوبی آشنایی داشت وی را برای تصدی پست رییس کلی به آقای رییس جمهور معرفی کرد و دکتر احمدی نژاد هم که با کارنامه کریمی بیگانه نبود بلافاصله این پیشنهاد را پذیرفت تا این مدیر باسابقه و بسیجی – با تصويب دولت - به ساختمان معروف خیابان آفریقا برود.
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بسط روح بودم
در باغ شهادت را نبندید
به ما بیچارگان آن سو نخندید

والسلام

********

سوابق اجرايي:

  1. رئیس کل بیمه مرکزی
  2. مديرعامل صندوق مهر امام رضا(ع) با حكم رياست محترم جمهوري
  3. استاندار مازندران
  4. معاون پشتيباني، حقوقي و امور مجلس وزارت تعاون
  5. نائب رئيس اتاق تعاون ايران
  6. رئيس هسته گزينش وزارت تعاون
  7. نماينده وزير و رئيس پدافند غير عامل وزارت تعاون
  8. رئيس هيئت مديره صندوق تعاون كشور
  9. مدير عامل صندوق تعاون كشور
  10. مدير عامل شركت صنايع ملي گاز
  11. نائب رئيس انجمن كارفرمايان گاز مايع ايران
  12. معاون برنامه ريزي و مالي اداري استانداري گلستان
  13. فرماندار قائم شهر(استان مازندران)
  14. فرماندار كردكوي (استان گلستان)
  15. رئيس هيئت مديره و مدير عامل شركت ايران گاز كشور(گروه شركت هاي۲۴ گانه استاني)
  16. معاون شركت ملي پخش فرآورده هاي نفتي منطقه سمنان
  17. رئيس شركت ملي پخش فرآورده هاي نفتي ناحيه آمل
  18. رئيس شركت ملي پخش فرآورده هاي نفتي ناحيه ساري
  19. بخشدار محمودآباد آمل
  20. بخشدار لاريجان آمل
  21. رئيس اداره آموزش آب منطقه اي استان مازندران
  22. رئيس هيئت مديره شركت هاي خارجي ايران گاز
  23. رئيس هيئت مديره كارخانه ايران سيلندر
  24. عضو خانه صنعت ايران
  25. عضو خانه مديران ايران
  26. رئيس هيئت مديره شركت زمزم گرگان
  27. مشاور مدير عامل شركت نفت ايرانول
  28. مدير ترانزيت و واردات شركت نفت ايرانول
  29. مدير هم افزايي و واردات و ترانزيت شركت نفت اپراتول
  30. رئيس كميته كشاورزي اتاق تعاون كشور

 


موضوع : مهندس سید محمد کریمی ,
برچسب ها : قلعه نو خرقان , مشاهیر قلعه نو خرقان , سید محمد کریمی ,
تاريخ : یکشنبه 24 آذر 1392 | نويسنده : محمد صفري | نظر دهيد ()
تلگرام ما

ارسال نظر براي اين مطلب

اين نظر توسط مهران رجبی در تاريخ 1394/10/5 و 16:30 دقيقه ارسال شده است

با آرزوی موفقیت و سربلندی از طریق مدیری لایق و مدبر مانند جناب آقای دکتر کریمی.


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرين مطالب ارسالي

طاووس العارفین ، خرقانی
کتابخانه مجموعه تاریخی - فرهنگی خرقانی ، نخستین کتابخانه تخصصی عرفان اسلامی در کشور
گفت‌وگو اختصاصی بهاردلکش با دکتر کوروش روستایی باستان‌شناس و دکتر حسن رضوانی نیک باستان‌شناس و سرپرست گروه اکتشافات قلعه‌نوخرقان
تشریح #وقفنامه ۱۵۶ ساله حسینیه حاج قاسم قلعه نوخرقان 🖋 بقلم محمد صفری #بخش_پنجم
تشریح #وقفنامه ۱۵۶ ساله حسینیه حاج قاسم قلعه نوخرقان 🖋 بقلم محمد صفری #بخش_چهارم
تشریح #وقفنامه ۱۵۶ ساله حسینیه حاج قاسم قلعه نوخرقان 🖋 بقلم محمد صفری #بخش_سوم
تشریح #وقفنامه ۱۵۶ ساله حسینیه حاج قاسم قلعه نوخرقان 🖋 بقلم محمد صفری #بخش_دوم
تشریح #وقفنامه ۱۵۶ ساله حسینیه حاج قاسم قلعه نوخرقان 🖋 بقلم محمد صفری #بخش_اول
کانال تلگرام بهار دلکش قلعه نو خرقان
دکتر عطاءالله منتظری، بزرگمردی از دیار قلعه نو خرقان
آرامگاه ابوالحسن خرقانی سومین مکان پربازدید استان در تعطیلات نوروز
افتتاح کانال تلگرام قلعه نوخرقان
گزارشی از زادگاه، زندگی و افکار ابوالحسن خَرَقانی
آرامگاه خرقانی آماده میزبانی از مسافران نوروزی
سی و چهارمین یادواره عروج ملکوتی 89 شهید و سه شهید گمنام قلعه نوخرقان
مهندس مهدی حق پرست مدیر عامل نمونه شرکت تعاونی تولید روستایی قلعه نو خرقان
پروژه های افتتاح شده در دهه فجر قلعه نو خرقان / جای خالی طرح های اشتغالزایی
"سخنی با مردم نجیب شاهوار سر افراز " به جای " درخواست ایجاد استان شاهوار"
عملیات تعمیرات شبکه توزیع برق قلعه نوخرقان
هفت تپه ، نماد غیرت پیر غلامان حسینی / دی ماه ، ماه خونین شهدای قلعه نوخرقان